جنبه‌ی تاریک تبدیل شدن به یک توسعه دهنده خودآموز

مندی هیل گفته است:« فصل تنهایی و انزوا زمانی شروع می‌شود که کرم ابریشم بال در می‌آورد. دفعه‌ی بعدی که احساس تنهایی کردید، این موضوع را به یاد داشته باشید.». سفر تبدیل شدن به یک توسعه دهنده خودآموز تا به حال هرگز اینقدر محبوب نبوده است. افراد زیادی با پیشرفت تکنولوژی کنجکاو می‌شوند و می‌خواهند تا به این سفر بپیوندند. مشاوره‌ها افزایش چشمگیری داشته است و سایت‌های بسیاری خدماتی همچون بوت‌کمپ‌ها و مطالب آموزشی را برای افراد علاقه‌مند به این رشته فراهم کرده‌اند. برخی دیگر نیز آرزو دارند تا بتوانند یک روز استارتاپ خودشان را راه‌اندازی کنند.

این مقاله روی مسائل پنهان و واقعیت‌هایی تمرکز کرده که دیگران به شما نمی‌گویند. به نظر من همه باید جنبه‌ی خوب و بد را بدانند. قصد دلسرد کردن شما را ندارم، فقط می‌خواهم به شما کمک کنم تا برای اتفاقات پیشِ رو آماده باشید.

جنبه‌ی تاریک تبدیل شدن به یک توسعه دهنده خودآموز

آیا مرد این کار هستید؟

این موضوع تنها در مورد مهارت‌ها و هوش شما نیست. با این حال بسیار اهمیت دارد اما کسی در این باره صحبت نمی‌کند. تبدیل شدن به یک توسعه دهنده سخت است، بنابراین باید آماده باشید. خودتان را برای روبرو شدن با یک مسیر دشوار آماده کنید. شما شکست خواهید خورد، خواهید جنگید و گاهی اوقات ناامید می‌شوید. من تعداد دفعاتی که گریه کرده‌ام را به یاد نمی‌آورم.

برای مدتی خیلی احساس ترس می‌کردم. چند سال اول برای من بسیار ناخوشایند بود. نمی‌دانید که چند بار می‌خواستم از این کار دست بکشم، شما از هیچ چیز خبر ندارید. اما مسئله‌ی اصلی این است که شما باید مقاومت کنید. مهم نیست که این سفر چقدر سخت است، آن را پشت سر بگذارید. باید آنقدر لجباز باشید که بعد از هر بار زمین خوردن بتوانید دوباره از جای خود بلند شوید.

اگر مجبور شدید، لجبازترین آدم دنیا باشید. اگر احساس فشار می‌کنید، یک روز را مرخصی بگیرید. اگر احساس بیماری یا ضعف می‌کنید، یعنی فقط به یک خواب طولانی احتیاج دارید یا می‌توانید بیرون بروید و هوای تازه تنفس کنید.

مهم نیست که چقدر احساس ترس، شرم و یا خستگی می‌کنید، کمی استراحت کنید و دوباره به کارهایتان ادامه دهید. هرگز تسلیم نشوید. اگر واقعاً به دنبال یک خواسته، تغییر و یا موفقیت هستید، نمی‌توانید تسلیم شوید. اگر هنوز فکر می‌کنید که آیا تبدیل شدن به یک توسعه دهنده برایتان مناسب است یا نه، این سوالات را از خودتان بپرسید: آیا حاضرید همه چیز را فدا کنید؟ آیا حاضرید ۱۲ یا ۲۴ ماه آینده از زندگی خود را فدا کنید؟ آیا حاضرید تمام امسال را سخت کار کنید؟ می‌توانید تمام روز رفع اشکال کنید؟ حاضرید کارها را یکی پس از دیگری انجام دهید؟ حاضرید به برنامه‌های روزمره خود پایبند بمانید؟ حاضرید یک دوره آموزشی خسته‌کننده را پشت سر بگذارید؟ وقتی دوستانتان بیرون مشغول خوشگذرانی هستند، حاضرید در خانه بمانید و کار کنید؟

آیا برنامه‌نویسی برای شما مناسب است؟

این کار تماماً در مورد حل مشکلات پیچیده برای الگوریتم‌ها و طراحی بهترین سیستم برای شرکت‌هاست. آنقدر از خودتان سوال نکنید که آیا احمق بوده‌اید که وارد این رشته شدید. هیچ دلیلی برای ترسیدن وجود ندارد. همه‌ی این‌ها فقط مهارت است و شما می‌توانید این مهارت‌ها را یاد بگیرید. اگرچه این کار به زمان نیاز دارد، اما شدنی است. تمام این مسائل به سختکوشی، نظم و تعهد شما بستگی دارد.

شما تمام این مدت از خودتان اشتباه سوال پرسیده‌اید. شما به طور مداوم به خودتان شک دارید و فکر می‌کنید که هوش لازم برای موفقیت در این زمینه را ندارید. این ذهنیت را کنار بگذارید. در عوض از خودتان بپرسید که آیا می‌توانید تمام کارهای سخت را انجام دهید؟ آیا حاضرید چند سال آینده‌ی خود را در این راه فدا کنید؟ آیا شجاعت کافی برای قبول کردن این مسیر را دارید؟ آیا می‌توانید بدون توجه به مشکلات تنها به جلو حرکت کنید؟

این تنها چیزی است که برای زنده ماندن در این سفر به آن نیاز دارید. اگر جواب شما هنوز مثبت است، پس به مسیر خود ادامه دهید.

چرا اینجا هستید؟

شاید پی بردن به علت این موضوع کمی گیج‌کننده باشد اما باید به من اعتماد کنید. وقتی همه چیز به خوبی پیش نمی‌رود، این تنها چیزی است که می‌تواند شما را از این مخمصه نجات دهد. همه‌ی ما به یک تلنگر احتیاج داریم. ما خواهان تشویق و حمایت از سوی خانواده، همسر و یا دوستان خود هستیم.

“شما می‌توانید این کار را انجام دهید” تنها یک دلگرمی موقتی است. وقتی با بخش دشوار مسیر روبرو شدید، انگیزه‌تان کمرنگ می‌شود و در آن زمان فقط خودتان را دارید. طبق تجربه‌ای که داشته‌ام، این تنها شروع داستان است.

سفر هرگز به پایان نمی‌رسد

تمام مطالبی که در بالا گفته شد یک عمر طول می‌کشد. اگر تازه شروع به کار کردید، باید بدانید که بدست آوردن اولین شغل توسعه‌دهندگی مثل ورود به یک فضای ناشناخته است. این یک مسیر بسیار طولانی است. این جاده دارای فراز و نشیب‌های زیادی است. وقتی ندانسته وارد یک مسیر ناشناخته شوید، رسیدن به موفقیت می‌تواند بسیار ناامید‌کننده باشد.

طی ۳۰ سال زندگی خود با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم کردم و اگر زمانی احساس نگرانی کردید، این توصیه را از من به یاد داشته باشید: من همیشه متفاوت بوده‌ام. ذهنم همیشه مشغول بود و تنهایی به من احساس آرامش می‌داد.

ما بیش از اندازه به یک موضوع خاص فکر می‌کنیم و به همین خاطر هم بسیار نگران می‌شویم. دفعه‌ی دیگری که خودتان را درگیر این موضوع دیدید، بهتر است خودتان را از آن حالت بیرون بکشید. جلوی چنین تفکراتی را بگیرید. مهم نیست که ما چه حسی داریم، زمان در حال سپری شدن است. ما می‌توانیم نگران باشیم و با اضطراب زندگی کنیم یا اینکه از زمان حال خود لذت ببریم و به زندگی ادامه دهیم.

اینکه به اتفاقات پیش رو فکر کرده و برای آن‌ها برنامه‌ریزی کنیم بسیار اهمیت دارد. اما باید به زمان حال خود نیز دقت کنیم. باید فکر کنیم که الان باید چه کارهایی را انجام دهیم یا اینکه چه چالش‌هایی را بر عهده بگیریم. ما باید قبل از بروز موانع، نحوه حل آن‌ها را بلد باشیم.

مهم نیست که موانع چقدر بزرگ باشند، می‌توانید با هر روشی از آن‌ها عبور کنید. بلاخره همه چیز حل خواهد شد. اشتباه کردن ایرادی ندارد، اما باید از آن درس بگیرید و تلاش کنید تا دوباره مرتکب همان اشتباه نشوید.

نگرانی‌ها و چالش‌های ما همیشه وجود خواهند داشت، بنابراین باید از آن‌ها لذت ببریم و اجازه دهیم تا در زمان خاص خودشان رخ دهند. نباید احساس نگرانی کنیم چون به هر حال قرار است آن‌ها را پشت سر بگذاریم. وقتی احساس نگرانی کردید، آن را به عنوان یک یادآوری برای استراحت تلقی کنید. در چنین مواقعی می‌توانید بخوابید، قدم بزنید یا کارهای مورد علاقه‌ی خود را انجام دهید.

پس به مسیر خود ادامه دهید و زندگی خود را مطابق با خواسته‌هایتان خلق کنید.

منبع: راکت

خوشحال می‌شویم اگر دیدگاه خود را در باره‌ی این مطلب بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *